شيخ حسين انصاريان
191
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
انسان طالب آسايش و آرامش است . اين نكتهاى است كه همهء ما به اقتضاى آگاهى و احاطهاى كه بر حاصل خواستههاى خود داريم از آن باخبريم و مقاصدى را كه تعقيب مىكنيم براى نيل به همين هدف است ، بگذريم از اين كه گاه در تعيين طريق وصول به هدف يا حتّى در تطبيق مفهوم هدف با مصداق آن اشتباه مىكنيم و به بيراهه مىرويم و وقتى به خود مىآييم كه طومار عمر درهم نورديده شده و فرصت از دست رفته ، يا چنان غافليم كه اصلًا به خود هم نمىآييم . به هر صورت ما آسايش مىخواهيم توأم با آرامش . به تعبير ديگر آسايشى را طالبيم كه آرامش به بار آورد و آن هم آرامشى پايدار . پس در واقع خواهان اطمينان و آرامشيم و آسايش هم وسيلهء وصول به اين هدف است در مرحلهاى و حاصل آن است در مرحلهاى ديگر : و اتّحاد در ميان است در غايت امر كه چون آدمى به مآل كار آدميّت رسد آسوده است و آرام و متمكّن است در مكانت آرامش و آسايش به يك كلام و در اين مقامْ آسايش و آرامش يكى بيش نيستند كه اگر دو باشند دو بازوى يك پيكرند و در توحيد معاضد و مساعد يكديگر . اين آرامش كه مايهاش در وجود خود آدمى موجود است با استفاده از آن مايه و با پرورش استعداد و قوّهء موجود در وجود خود انسان است كه فعليّت بهم مىرساند و ظهور پيدا مىكند و وجود انسان را يكسره در بر مىگيرد و آنچه را كه با آرامش مطلوب - منافى است دفع مىكند و از بين مىبرد . اين خود ما هستيم كه بايد تبديل بهم رسانيم به تعبيرى و به تعبير ديگر فعليّت دهيم و آنچه را كه در قوّه داريم ، ولى چون در مرحلهء استعداد مانده و پرورش نيافته و بروز بهم نرسانيدهايم ، چنان داريم كه پندارى نداريم . تنها اين خود ما هستيم كه بايد هر يك به تنهايى از درون خويش آرامش حاصل كنيم با تعديل قواى خود ، با معتدل ساختن شهوت و غضب خود ، با عفّت و سخاى نفس ، با شجاعت روح ، با صفاى عقل و با عدالت روان و جان و روى هم